قرآن یگانه نشانه کامل ایمان

قرآن یگانه نشانه کامل ایمان

در مبنای همه چیز شک کن، از جمله آموزش های مدرسه ،دانشگاه،والدین ،جامعه lforghan2@ تلگرام hamid_qeydar اینستاگرام
قرآن یگانه نشانه کامل ایمان

قرآن یگانه نشانه کامل ایمان

در مبنای همه چیز شک کن، از جمله آموزش های مدرسه ،دانشگاه،والدین ،جامعه lforghan2@ تلگرام hamid_qeydar اینستاگرام

روش آیت الله دکتر صادقی از نظر من

1-حتی مفاهیم و براهین ملموس واضح ، عیان را هم جهت اینکه نشان دهد نسبت به هر نقد و موضوعی راه یستمعون القول(آزاد اندیشی) را رعایت میکند و بی تعصب و جمود و پیش فرضی قضاوت میکند(یعنی عادلانه) در متن گفتارش بیان کرده سپس نقد میکند(نمونه پاورقی ترجمان قرآن صفحه 21 آیه 138) 


2-شجاعت و صلابت ، از خود گذشتگی، محافظه کارو مصلحت اندیش نبودن در ابراز حکم خدا ، سستی نکردن  


3-لفاضی نمیکند و قدرت تلفیق و ترکیب مسائل را بسیار بیشتر از دیگر فقها داردبرای کلمات و جملات ارزش قائل است و الفاظ و جملات مشابه و مترادف را تنها برای اینکه به کتابش حجم دهد در کنار هم نمیچیند. 


4-موضوعات و اقوال را سنجیده و آنها را بر پایه های مستحکم قرآن میچیند در واقع نمونه مردی است که دینش را با ساسله مراتب و اصول میشناسد و اصول گرای قرآنی به معنای کامل کلمه است و این بزرگترین حسن ایشان است.

در تکریم استادم آیت الله دکتر صادقی:

ای استاد اینکه تو بر این نکته (آن نکته: میزان قرار دادن اصل که همان سنجش تمام ظن ، گمان ها با قطعی که کلام الله نص صاحب عصمت است) تاکید داری و پایه عقلانی و علمی تو آن است و کسانی که بظاهر فکر میکنند (آن ظاهر: به عقل و افکار ناقص و ناقض بشری همان فلسفه(قیاس استحسان استصلاح)، به اجماعات که گاه نیز خیال و وهم کاشفیت از قول معصوم درباره اش دارند! چه بدتر شهرتها، ضرورتها ،و ها های بشری) راه برتر از تو را پیموده اند گاه میگویند این نکته تفسیری است نه فقهی!(عجبا در تضاد فقه و تفسیر مگر چند گونه تسلیم و اسلام داریم؟!!!) به عبارتی میگویند کلام خدا را در این مقال به کنار بگذارکه آن تخصصی جدا و این تخصصی جدا به نام فقه و اجنهاد از کتب است! و بقول تو استاد که چه خوب گفتی جای کتبشان در شط فرات است نه کتابخانه ها اینان قیل و قال ها را سر دست گرفته اند وقال الله ،احسن الحدیث (الله الذی انزل احسن الحدیث)را بر زمین گذاشته اند. (وقال الرسول یا رب ان قومی اتخذواهذا القرآن مهجورا * و پیامبر گفت:"پروردگارم!قوم من بی گمان این قرآن را بس دور و مهجور بر گرفتند."1) پس اینان فاسقان ظالمان کافرانند.2 و آن گروهشان که کتمان نیز میکنند ملعونان و لعنت شدگان .3 حال بقول علامه طباطبایی"علوم حوزوی به گونه ای تنظیم شده اند که به هیچ وجه به قرآن احتیاج ندارند...اگر اهل عبرتی عبرت بگیر"4 و اگر باز هم دقیقتر بنگریم گفتار و نقد تو هچون تیری است بر قلب پایه های ظلم ، تحجرو جمود ترسایان از مردم و حال به چشم دیدم که گفتارت مزاحم مرجعیت ها ، سهم امام ها و مفت خواری های این گروهی است که داعیه نیابت تبیین کننده کتاب خداوند در روی زمین را دارند0
************************************************************
1- فرقان30:25 ع ط 362
2- مائده 44، 45 ،47
3- بقره159
4- تفسیر المیزان فارسی 40 جلدی ج10 ص 117 و 20 جلدی ج 5 ص450

توسّل شرکی ، توسّل توحیدی

مقدمه:

 آنچه در طول تاریخ اسلام محرز است این حقیقت میباشد که از دوران بنی امیّه تا کنون گروه هایی گاه به علت سطحی نگری و بی توجّهی از روی تعصب و اکثراً به جهت سوء استفاده از مفهوم شرک و مفهوم بدعت به صورت کاملاً عالمانه و به مقاصد شیطانی این دو مفهوم را گسترش داده اند . خصوصاً از قرن چهارم هجری توسط ابومحمد بربهاری عالم معروف حنبلی و سپس ابن تیمیه عالم حنبلی در قرن 7و8  و عاقبت آغاز ارتباط میان شیخ محمد بن عبدالوهّاب وآل سعود از سال 1160 هجری قمری و حمایت انگلیس و قدرتهای استعماری و فتنه گر غربی از فتنه وهّابیت پیوند ناگسستنی اربابان جهل و قدرت یعنی پسران شیخ محمد بن عبدالوهّاب با حکومت آل سعود شکل گرفت و تا کنون شاخه سنّی مذهب حنبلی که قسمت اعظم آن به افکار محمد بن عبدالوهاب ملتزم شده است. قسمتی از رفتارهای آئینی و غیر آئینی  سنّیان و شیعه و صوفیان را بدعت دانسته و آنها را متهم به بدعت و شرک میکند و این در حالی است که قسمت عمده جمعیت های اسلامی در دنیا، شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و غیره ی تبلیغی اسلام ،  و حمایت مادّی و معنوی از گروه های تروریستی تکفیری و سرمایه های مادّی جهان اسلام ازمنبع عظیم مالی حجّ و نفت  در دستان پسران محمد بن عبدالوهّاب با عنوان آل شیخ! به ضمیمه قدرت آل سعود است. و با توجّه به قدرت تخریبی افکارجامد حنبلی های وهّابی از تفرقه بین مسلمین ، تخریب آثار و اماکن برجامانده اسلامی، نشر خرافات و برداشت های قشری از قرآن و سنّت در جهان به نام اسلام تا فتاوای مضحک سطحی نگرانه مخالف عقل و بصیرت قرآنی ، تکفیر و ارتداد و قتل و ترور ،این سکوت و نظاره گری برخی از عالمان اهل سنّت و افراط لجوجانه و عامیانه شیعه از عصر صفوی تا کنون است که نیاز به انتقاد دارد و خود مصیبت دیگریست.

توسّل :   خدا در دو جای قرآن مستقیما از وسیله یاد کرده است. 

 

1-      یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿35﴾ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿36﴾  المائدة 

 

2-      قُلِ ادْعُواْ الَّذِینَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنکُمْ وَلاَ تَحْوِیلاً ﴿56﴾ أُولَئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾       الإسراء

در هر دو آیه  وسیله (راه ، روش، ابزار) را یافتنی و مقدمه ای بر جهاد و دعوت در مسیر خودش دانسته  است. پس باید وسیله هایی را جست که مطابق و مناسب با نیاز به سوی او در شرائط مختلف باشد.که توسّل توحیدی را شامل میشود و امّا تعریف توحید و یکتاپرستی در قرآن و دوری از آن به شکل ضمنی تعریف شرک را در عمل به دنبال دارد زیرا راه شناختِ مفهومیِ حدود چیزی شناخت متضاد آن است یا " تُعرف الاشیاء باضدادها" 

 

شرک :  عبارت است از "عقیده به اینکه، درخواست مستقیم از خدا و یا اینکه توکّل تنهای بر او به کل یا در مواردی عقیم است "  این عبارت  یعنی قدرتی،  به جسمی و یا مکانی و یا موجود زنده ای و یا روح مرده ای از طرف خدای یگانه داده و تفّیض شده است که همواره و یا در موادری( با انجام عبادت، درخواست ، نذر) مستقلا باعث نزدیکی به خدا یا برآوده شدن حاجات وتغییر شود.به بیان ساده چیزی را در آفرینش یا در عبادت با خدا شریک گرداندن، شرک گویند.

با دقّت در آیات قرآن و تاریخ در میابیم که همواره دو نوع شرک در بین مشرکین بشر موجود بوده و هست و خواهد بود. نوع واضح آن    شرک چندخدایی (درآفرینش) و نوع پیچیده آن  شرک در پرستش  خداست و بدین جهت پیچیده است  که میتوان آن را به شرک "اکبر و اصغر" یا "جلی ّ وخفی" یا "نظری و عملی" یا نامهایی دیگر تقسیم بندی کرد.به شخصه نامگذاری وهّابیان را به اکبر و اصغر میپسندم امّا با استدلالات ناقص و یکسویانه به آیات متشابه قرآن  بدون توجه به آیات دیگر و تفکر در آنها، فتوای به مباح شدن خون و مال مشرک اکبر میدهند که در ابتدا دور از عقل و مخالف آیات بسیاری از قرآن خصوصا عبارت" مَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ " در آیه قصاص194 سوره بقره است شرک اکبر همان عقیده یکتاباوری اوّلیه امّا مشرکانه ی کافران زمان پیامبر اسلام است و شرک اصغر تنها در عمل است و شامل انواع رفتارهای ریائی که در زیر تنها نامی از آنها آورده ام امّاعقیده ی عاملش کاملاً موحّدانه است.( مبتلای به ریا عقیده دارد که خدا یکیست و یگانه است یا در عربی  واحد و احد) و از لوازمش ، صفات زشت انسانیست: نوکری ، بردگی ، مزدوری ، خود فروشی ، تابع محض نظام انسانی خاصی شدن، فرقه گرایی، خود استحماری، چاکرمنشی ، چاپلوسی ، ذلّت ، بله قربان گویی، گزاف گویی و... همه از مظاهر روحیه و گفتار و کردار ریاکاران است. 

 

شرک اکبر در پرستش

 

همواره یکی از دلائل مشرکان که غیر خدا را می پرستند، تقدیس خداست .می گویند خدا به قدری بزرگ و با عظمت است و ما به قدری کوچک و ناچیز هستیم که عبادت 

 

 کردن ما نسبت به خدا اهانت است یا غیر قابل انجام است. بنا بر این ما خدا را عبادت نمی کنیم ! خدائیان ، بتان ، طاغوتیان راعبادت می کنیم مظاهرقرآنیش: 

 

1-3    قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِیهَا إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿84 سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿85﴾ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ﴿86﴾ سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿87﴾ قُلْ مَن بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿88﴾ سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴿89﴾ بَلْ أَتَیْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿90﴾ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿91﴾ المؤمنون

4-  قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ﴿31﴾ یونس 

 

5- أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ ﴿3﴾ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿4﴾ زمر 

 

البته آیات دیگری نیز شاهد این نوع از شرک است و امّا شرک چندخدایی همچون آفرینش الهه های یونان، شرک بدتر و پیچیده تری است. 

 

شرک اصغر در پرستش:  نمونه ای از آیات که البته در حالت حادّ آن شامل شرک اکبر و توسّل شرکی کامل به شخص طغیانگر میشود. 

 

-          أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ سَبِیلاً ﴿51﴾ نساء

-          أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن یَکْفُرُواْ بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِیدًا ﴿60﴾ نساء

-          وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ ﴿36﴾ نحل 

 

آیا تنها بروز رفتارشرکی نشانه مشرک بودن انجام دهنده ی آن است ؟  پاسخ وهّابیان: آری    پاسخ سنّیان غیروهابی و شیعه و صوفی و...: نه     اگر عقلاً لازمه اثبات  هرعمل یا رفتار سه عنصرسازنده آن است پس: 

 

 

                             عمل شرکی =عقیده شرکی + نیّت انجام عمل شرکی+ بروز رفتار شرکی (گفتاری یا کردای)  

 

 

معیار خدا ومنصفانه بشری نیّت متوسّل است! 

 

1-خدا در دو جا عبارت" لاَّ یُؤَاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِیَ أَیْمَانِکُمْ" را آورده و آیه " لاَّ یُؤَاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِیَ أَیْمَانِکُمْ وَلَکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ ﴿225﴾بقره،  نشان دهنده ی مبنا بودن آنچه قلب یا نیّت و منظورِ متوسّل از رفتارش است را تایید میکند. 

 

خدا گناهان کسانی که نیّت اصلاح و توبه از اعمال گذشته را دارند به نیکی تبدیل میکند. 

 

2- وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا ﴿68﴾ یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا ﴿69﴾ إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿70﴾  فرقان 

 

گروهی از یاران پیامبر وسیله رفتن به جبهه نداشتند، لذا ناراحت و گریان بودند. 

 

3-      وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِیُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِینَ کَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَیُصِیبُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿90﴾ لَّیْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ مَا یُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِینَ مِن سَبِیلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿91﴾ وَلاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ یَجِدُواْ مَا یُنفِقُونَ ﴿92﴾ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَهُمْ أَغْنِیَاء رَضُواْ بِأَن یَکُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ ﴿93﴾ یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَکُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِکُمْ وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿94﴾  توبه

معیار محاسبه ای خدا بر سیطره او به نیّت های پیدا و پنهان ماست. 

 

4-         قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّهُ وَیَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿29﴾  آل عمران

5-      از نظرروایت پیشگان نیزعبارت" انّما الاعمال بالنیّات" و مشابهاتش هم در جوامع شیعه و هم سنّی موجود است و فرقه وهّابی نیز آن را تایید میکنند. 

 

                                                      حال با توجّه به عنصر نیّت، چهار حالت زیر اتفاق میافتد 

 

(عقیده یا نیت شرکی ) + بروز ظاهری رفتار شرکی =      توسّل شرکی 1

(عقیده یا نیت توحیدی ) + بروز ظاهری رفتار توحیدی  =    توسّل توحیدی 1

(عقیده یا نیت شرکی ) + بروز ظاهری رفتارتوحیدی =      توسّل شرکی2

(عقیده یا نیت توحیدی ) + بروز ظاهری رفتارشرکی =       توسّل توحیدی 2

نمونه ها : 

 

توسّل شرکی(1) : خود تقسیماتی دارد به اشیاء یا اماکن : بت پرستی و...   به زندگان: شیطان پرستی، جن پرستی، نمرود پرستی و... به مردگان 

 

توسّل شرکی(2) :  انواع ریا کاری 

 

توسّل توحیدی(1): انواع مظاهر توحید خالص 

 

توسّل توحیدی(2):  از نمونه های گفتاری این شعر مبالغه ای است.   

 

  -   یامن هو ذکره شفاء عباس است      یامن هو اسمه دواء عبّاس است 

 

 کعبه است حسین و کربلا هم قبله     از روز ازل قبله نما عباس است 

 

-          خود آقا حاجتمونو میده !

-           آقا میدونه حاجت من چیه !    

 در حالی که صاحب این گفتار شاید به آیات زیر و آیات دیگری از این دست عقیده دارد که پیامبرنیز همچون همه آدمیان ازغیب به جزوحی بی اطلاع بود.ولی شاید همچون برخی روایت زدگان بدترازعامی شیعه نیز به روایاتی مخالف قرآن تمسّک میکنند! 

 

1-      عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا ﴿26﴾ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27﴾ لِیَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَیْهِمْ وَأَحْصَى کُلَّ شَیْءٍ عَدَدًا ﴿28﴾ جن 

 

2-      هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿22﴾ حشر 

 

3-      قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ ﴿65﴾ نمل 

 

4-      وَلاَ أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّی مَلَکٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُکُمْ لَن یُؤْتِیَهُمُ اللّهُ خَیْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِی أَنفُسِهِمْ إِنِّی إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِینَ ﴿31﴾ هود

5-      قُل لاَّ أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَى إِلَیَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الأَعْمَى وَالْبَصِیرُ أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ ﴿50﴾ انعام

6-      قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿188﴾أعراف

 

   در حالی که میدانیم "لو" در قرآن با فعل ماضی به معنی " به فرض محال" استفاده شده است همچون " لو انزلنا هذا القران علی جبل ..."  و آیات دیگری از این دست 

 

-          کسی را غیر از خدا و تو ندارم   یا   اینها همه از برکات تو و خداست 

 

       جالب اینکه وهّابیت از جمله هایی همچون این دو جمله  هم نمیگذرد و در فتاوایشان گفته اند که باید جملاتی معادل این جملات گفته شود که ظاهر شرکی نداشته باشد (درحالی که در تمام زبان ها آرایه ایهام  خصوصاً  مجاز کاربرد دارد.)  

 

البته مباحث مهم مرتبط با این عنوان کلی نیاز به زمان و حوصله ای جداگانه دارند برای نمونه: 

 

1-آیا مرده ها صدای زنده ها را میشنوند و میتوانند پاسخ دهند؟   پاسخ وهّابیان: هرگز   پاسخ سنّیان غیروهابی و شیعه : بله 

 

2-آیا پیامبر و ائمه شاهدان اعمال بوده اند و هستند یا این موضوع به آخرت مربوط است؟  

 

 وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿105﴾ توبة 

 

3-      خرافات و رفتارهای بی فایده در تبرّک و نذر    الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿104﴾ کهف 

 

4-         آیا در این دنیا کسی میتواند ثواب عمل خود را به مرده یا زنده ای تقدیم کند؟   برسه به روح فلانی!!! 

 

5-      آیا عقیده شرکی علاوه بر روح جسم انسان را نیز آلوده میکند! (فرق بین نجَس و نجِس)  

 

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ ...       (28) توبه 

 

 

 

 

منبع اصلی در جرح و تعدیل  قرآن و در حاشیه آن           منابع مورد استفاده شیعی: 

 

1-         توسّل حاشیه ای بر توکل    سخنرانی دکترمحسن کدیور 

 

2-         استفتائات از دکترمحسن کدیور 

 

3-         وهّابیان  علی اصغر فقیهی   

 

4-         تبرک و توسّل    جواد محدثی 

 

                                                                      منابع مورد استفاده وهّابی: 

 

1-         پناهگاه توحید                     عبد العزیز بن باز، محمد صالح العثمین  ترجمه: اسحق بن عبدالله العوضی 

 

2-         ثلاث رسائل فی التوحید         محمد بن سلیمان التمیمی 

 

3-         حقیقت توحید از دیدگاه ائمه     محمد سالم الخضر  ترجمه :اسحاق دبیری 

 

4-         فتح المجید (شرح کتاب التوحید محمد بن عبدالوهّاب)  عبدالرحمن بن حسن آل شیخ 

 

5-         فتاوی علماء البلد الحرام (فتاوی شرعیه فی مسائل عصریه)  خالد بن عبدالرحمن الجریسی 

 

6-         50 سوال و جواب در یگانه پرستی    انتخاب و ترجمه از "الدررالسنیه فی الاجوبه النجدیه" اسحاق دبیری 

 

7-         توحید   صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان

 

ترجمه کتابچه "نصیحة لإخواننا علماء نجد"


نوشته دانشمند دینی سنی مذهب کویتی  آقای یوسف بن سید هاشم الرفاعی

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

 حمد و سپاس برای خداست و سلام و صلوات بر پیامبر خدا و آل او و یاران با کرامتش و هر کس که آنها را دوست می‌دارد. اما بعد؛ به پیروی از سخن پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله) که فرمود: «دین همان نصیحت است، اصحاب سؤال کردند برای چه کسی؟ حضرت فرمود: برای خدا و رسولش و برای امامان و عموم مسلمانان».[7] بعد از انتشار کتاب رد محکم و سخت و انتشار تعدادی از کتاب‌های اهل علم، در انتظار تغییر و بهبودی در عملکرد و روش شما [علمای نجد] بودم، لکن همان طور که خداوند متعال در سوره مبارکه عصر می‌فرماید: «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»[8] تصمیم گرفتم بعد از طلب خیر و استخاره، به شما نصیحتی کنم که امیدوارم مقبول افتد و از خداوند متعال می‌خواهم که به ما و شما حقیقت را، نشان دهد و تبعیت از آن را روزی ما گرداند و باطل را به صورت باطل به ما نشان دهد و دوری از آن را روزی ما گرداند و  این امر را بر ما مشتبه نسازد تا مبادا  از هواهای نفسانی پیروی کنیم و خداوند هدایت‌کننده به راه راست است. بنده عرض می‌کنم ـ و بالله التوفیق‌ـ :

 1. جایز نیست متهم کردن مسلمانانی که موحد هستند؛ کسانی‌که همراه شما نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، زکات می‌دهند، حج خانه خدا انجام می‌دهند و چنین تلبیه می‌گویند:«لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، انّ الحمد و النعمة لک و الملک لا شریک لک»[9].شرعاً متهم کردن آنان به شرک جایز نیست؛ همان طور که کتاب‌ها و منشورات شما از این مطالب پر شده است و همان طور که خطیب شما همین مطالب را در روز حج بزرگ از مسجد خیف در منا در صبح روز عید حجاج و تمام مسلمین [عید قربان] بانگ می‌زند و امثال همان خطیب در مسجد الحرام در روز عید فطر با امثال همان هجمه‌ها و دروغ‌ها اهل مکه و حجاج را به وحشت می‌اندازد. بس کنید، خدا شما را هدایت کند! ترساندن مسلمان حرام است، مخصوصاً اهالی حرمین شریفین در این مورد روایات صحیح و شریف بسیاری وجود دارد.

 2. شما در ابتدا صوفیه و سپس اشاعره را کافر شمردید، و منکر تقلید و تبعیت از امامان چهارگانه (ابوحنیفه، مالک، شافعی، احمد بن حنبل) شدید؛ در حالی که مقلدین آنها از گذشته و همچنان نماینده اکثر مسلمانان جهان بوده‌اند؛ همان طور که شیوه رسمی حکومت شما و طبق قانون پادشاه عبدالعزیز بر اعتماد و اعتبار مذاهب اربعه تصریح شده است. بس کنید، خدا شما را هدایت کند! و هر کس که بعد از اسلام آوردن کافر شود، در حکم مرتدی است که خونش مباح است، پس حدیث پیامبر برگزیده را به یاد آورید  که فرمود: «بعد از من به حالت کفر باز نگردید تا بعضی از شما بعض دیگر را گردن بزند».[10]

3. بعد از فراغت از آنچه گذشت، از میان جیره‌خواران کسانی را مسلط کردید که جماعت‌ها و تشکل‌‌های اسلامی را رمی به ضلالت و کفر کردند؛ تشکل‌‌هایی که در راه اعتلای کلمة الله تعالی و امر به معروف و نهی از منکر فعالیت می‌کردند، مانند اخوان المسلمین و جماعت دیوبندیه که نماینده بارزترین علمای هند و پاکستان و بنگلادش هستند و جماعت «بریلویه» که نماینده جمعیت کثیری از مردم مسلمان آن کشورها می‌باشند و در این راه از کتاب‌ها و نوارها و امثال آن استفاده کردید و به ترجمه این کتاب‌ها به زبان‌های گوناگون پرداختید و به صورت رایگان آنها را از طریق وسایل ارتباطی بسیاری که در دست داشتید، منتشر ساختید؛ چنان که کتابی را انتشار کردید که در آن اهل ابوظبی، دبی و اباضیه را تکفیر کرده بودید؛ کسانی را که در مجلس تعاون به همراه شما بودند؛ اما حمله شما به دانشگاه الازهر شریف و علمای آن به صورت متواتر و به تکرار از شما سر زده است.

 4. عبارت حدیث شریف را تکرار می‌کنید که فرموده: «‌هر بدعتی ضلالت است»[11]، بدون درک معنای آن‌؛ فقط برای ردّ دیگران در حالی‌که تأیید می‌کنید برخی اعمالی که مخالف با سنت نبوی است و منکر آن‌ها نمی‌شوید وآنها را بدعت نمی‌شمارید که به زودی بعضی از آنها را ذکر می‌کنیم.

 5. همانا شما در‌های مسجد پیامبر را بلافاصله بعد از نماز عشا می‌بندید؛ در‌حالی که قبل از شما بسته نمی‌شد و مردم را از اعتکاف و شب زنده‌داری در آن جلوگیری می‌کنید و سخن خداوند متعال را فراموش کرده‌‌اید که فرموده: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا أُوْلَئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَن یَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِینَ لهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ»[12].

 6. بر اذان‌گویان حجازی یک شیوه معین در اذان را  واجب کردید ‌ که همان شیوه شما در نجد است و آن را به زمان معین محدود ساختید و آنها را منع کردید از اینکه مسلمانان را با صدای دلنشین و زیبا به این شعار عظیم (نماز) فرا بخوانند.

ادامه انتقادات را در ادامه مطلب بخوانید

 

ادامه مطلب ...